آمريكا
اگرچه مشكلات عمده اي از طريق حمله نظاميآمريكا به عراق ايجاد شده ، ولي همچنان احساس غالب در حلقه نومحافظه كاران در واشنگتن اين است كه ايران در مقايسه با عراق، همواره خطر بزرگتري براي آمريكا، منطقه و منافع جهاني بوده و هست . ديدگاه عموميدر آمريكا قبل از آغاز جنگ عراق در مارس 2003 اين بود كه "اگر ما عراق را به درستي تصرف كنيم نگراني در مورد ايران نخواهيم داشت". به بيان ديگر اگر نيروهاي نظاميبه آساني به حكومت" صدام حسين "در عراق پايان دهند و به جاي آن يك دولت مستحكم مورد حمايت آمريكا در منطقه ايجاد شود، آن گاه ايران در برابر سياستهاي منطقه اي واشنگتن تعظيم و كمتر دردسر آفريني خواهد كرد . بخشي از اين ديدگاه كه ايران خطر اصلي براي منافع آمريكا در خاورميانه است حاصل تبعات دراز مدت رژيم خودكامه ظاهرا مستحكم و حاميآمريكا، شاه (سابق ايران )بود كه ركن اصلي سياست امنيتي آمريكا در منطقه و سدي در برابر دخالت اتحاد شوروي بود، ولي در سال 1979 بسادگي و در عرض چند هفته سقوط كرد و به دنبال آن نيز گروگانگيري در سفارت آمريكا منجر به دشمني جمهوري اسلاميبه رهبري آيتالله خميني (ره ) با آمريكا شد كه ايران را به مانع جدي منافع منطقه اي آمريكا تبديل كرد . در چنين شرايطي از نظر آمريكا اساسا قابل قبول نيست كه رژيم خودسري همچون ايران اجازه داشته باشد كه حتي تا اندازه اي به مرحله دارا شدن قابليتهاي هسته اي نزديك شود . چنين عامل بازدارنده اي بشدت گزينه هاي آمريكا در منطقه را محدود و در سه دهه آينده يا بيشتر تغييرات اساسي ژئوپلتيكي قابل ملاحظه اي را ايجاد خواهد كرد .
اسراييل
اسراييل از اواخر دهه 1960 قابليتهاي هسته اي براي خود فراهم كرده و اين باور وجود دارد كه حدود 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارد كه اساسا امكان حمل آنها با هواپيما فراهم شده است . اسراييل همچنين ممكن است در حال ساخت كلاهكهايي براي حمل موشك كروز در سيستمهاي زيردريايي باشد . با آنكه اسراييل تنها كشور منطقه است كه به عنوان اقداميضروري در جهت حفظ امنيت خود داراي سلاح هسته اي است، از بدو پيروزي انقلاب ايران در اواخر دهه هفتاد تاكنون تل آويو، تهران را به عنوان بزرگترين خطر دراز مدت منطقه معرفي كرده است . در زمان نابودي رآكتور عراق در" اوسيراك "در نزديكي بغداد در سال 1981 و محدود كردن مسير تبديل پلوتونيوم به سلاح هسته اي در عراق، نيروي هوايي اسراييل مجهز به موشكهاي با برد محدود بود كه برد آنها تا بغداد بود . اكنون اسراييل انواع جنگنده بمبافكنهاي آمريكايي " اف 15 "و" اف 16 "با برد طولاني و بمب افكنهاي" اف 151 "و" اف 161 "را در اختيار دارد و 500 بمب سنگرشكن براي حمله به اهداف زيرزميني خريداري كرده است . نيروهاي ارتش اسراييل همچنين در چندين عمليات در عراق بويژه منطقه شمال شرق آن كشور در كردستان شركت داشتهاند و كماندوهاي خود را آزمايش كرده اند . روابط بين ارتشهاي آمريكا و اسراييل به طور كلي نزديك بوده و مناسبات نيروهاي دفاعي دو كشور به دليل تجربه آمريكا در عراق در دو سال اخير مستحكمتر شده است . شركتهاي تسليحاتي اسراييلي نيز نيروهاي مسلح آمريكا را به انواع مختلف تجهيزات و جنگ افزارهاي ضدشورش ساخت خود مجهز كردهاند كه بيشتر آنها نتيجه تجربه اسرائيل در كنترل مناطق اشغالي فلسطين بوده است . اگرچه اين مساله كمتر در رسانه هاي غربي مورد توجه قرار گرفته ، ولي به دليل اين ارتباطات هرگونه حمله فرضي اسراييل به ايران با اطلاع و تاييد آمريكا صورت خواهد گرفت . از اين نظر هرگونه اقدام توسط اسراييل عليه ايران در منطقه خاورميانه به عنوان عملياتي مشترك با آمريكا تلقي خواهد شد كه در آن اسراييل همانند يك مهاجم ظاهري با حمايت مستقيم آمريكا اقدام كرده است .
ايران
ايران همانند چين داراي تاريخ چند هزار ساله قابل توجهي است و بر اين باور است كه بزرگي و عظمت يك بار ديگر براي اين كشور از طريق تركيب منابع عظيم سوختهاي فسيلي ، جمعيت جوان، جمعيت زياد و موقعيت ژئوپلتيك آن كشور در قلب منطقه ، ظهور كرده است . اگرچه محيط سياسي و اجتماعي ايران پيچيده و بشدت قابل تغيير است، ولي باور عموميدر مورد ارزش فنآوري پيشرفته وجود دارد و چنين تعبيري رايج است كه قدرت هسته اي به معناي نماد نوگرايي است . ديدگاه عموميدر مورد غني سازي اورانيوم آشكار است و مردم از هر طيف سياسي و ديني اعتقاد دارند كه كشورشان كاملا حق دارد چرخه سوخت هسته اي داشته باشد و در صورت ضرورت امنيتي حق دارد به جنگ افزار هسته اي نيز مجهز شود . اگرچه ايران در دهه 1990 برخي جنبه هاي پيمان ان.پي .تي را نقض كرده ، اما در حال حاضر بر اساس اين پيمان، مجاز به گسترش برنامه غيرنظاميهسته اي خود از جمله غني سازي اورانيوم است و تا زماني كه به اين پيمان پايبند بماند و يا به سوي ساخت سلاح هسته اي نرود منعي براي اين اقدام وجود ندارد و در آن صورت هم مانند كره شمالي ميتواند از پيمان خارج شود . در زمينه ديدگاه ايران از مساله امنيت، در عين حالي كه در اين كشور نظراتي در مورد تواناييهاي ايران وجود دارد، نگرانيهاي خاصي نيز در زمينه ناامني مطرح است . در چهار سال اخير ايران شاهد تغيير رژيمهايي در شرق و غرب خود از طريق عمليات گسترده نظاميقدرتهاي بزرگي بوده كه به تغيير حكومت ايران نيز به عنوان يك گزينه مطلوب ميانديشند . در غرب ايران 150 هزار نيروي نظاميآمريكايي در عراق مشغول ايجاد پايگاههاي نظاميدايميخود هستند .نيروهاي آمريكايي در كويت، بحرين و قطر مستقرند و ناوگان پنجم آمريكا نيز كنترل آبهاي خليج فارس و درياي عمان را برعهده دارد كه برخلاف نيروي دريايي كوچك ايران بيش از اندازه قدرتمند است . در شرق ايران آمريكا با قدرت در افغانستان جا خوش كرده و دو پايگاه دايمييكي در" بگرام "نزديك" كابل "و ديگري در" قندهار "ايجاد كرده است . علاوه بر آن آمريكا يك پايگاه نيز در شهر غربي هرات در نزديكي مرز ايران دارد . نهايتا آمريكا ارتباطات نظامينزديكي با چند كشور ديگر در شرق و شمال ايران در منطقه خزر و خطوط لوله نفت برقرار و در چند كشور نيز تاسيسات نظاميايجاد كرده تا نفت اين مناطق را از مسيرهاي درياي سياه و مديترانه عبور دهد .
وضع كنوني ايران
انتخاب شگفتانگيز" محموداحمدينژاد "با حمايت قدرتمند سپاه پاسداران (انقلاب اسلامي)تا حدي به دليل اين صورت گرفت كه مردم چنين ميانديشيدند كه وي از سوي فقرا سخن ميگويد . سياستهاي احمدي نژاد از زمان كسب قدرت توسط وي تاحدي غير قابل پيش بيني بوده است .اين سياستها شامل حملات سرسختانه آشكار به اسراييل و جابه جايي نيروهاي معتدل و فنسالار در پستهاي كليدي وزارتي و ماموريتهاي ديپلماتيك و تغيير گروه مذاكره كننده با سه كشور اروپايي در مساله هسته اي بود . اينها همه اقداماتي هستند كه احتمال بروز تنشهاي بيشتر با واشنگتن را دامن ميزند .آنها لزوما در بين طيفهاي سياسي ايران محبوب نيستند و اين احتمال وجود دارد كه دولت احمدي نژاد بزودي در زمينه ثبات شاهد مشكلات جدي شود، ولي اين امر ميتواند به ايجاد بحران با آمريكا توسط تندروان تسريع شود . علاوه بر آن شرايط كنوني در عراق تا حد زيادي به سود دولت كنوني تهران و عليه آمريكا است .پيشرفت در مشاركت گسترده تر مردم عراق در امور اين كشور به معناي كسب قدرت بيشتر توسط جامعه شيعيان است كه بسياري از آنان روابط نزديكي با ايران دارند . با وجود ادعاهاي رايج مربوط به شبه نظاميان طرفدار ايران در عراق براي اثبات اين ادعاها دلايل رسميكميوجود دارد، ولي مسلما به طور بالقوه اين امكان مطرح است . انگليس ادعاهاي مشخصتري درباره دخالت ايرانيها در عراق از طريق توزيع برخي فناوريهاي نظاميمطرح كرده و در مقابل ايران، انگليس و آمريكا را متهم ساخته كه از مخالفان تهران كه اخيرا در چند حادثه بمبگذاري دخالت داشته اند، حمايت ميكنند .
طبيعت اقدام نظاميآمريكا
از نگاه آمريكاييها دو دليل عمده براي يك اقدام نظاميعليه امكانات هسته اي ايران وجود دارد .يكي اين كه با اقداميعليه اين فعاليتها در مجموع ميتوان پيشرفت فن آوري هسته اي ايران را دستكم پنج سال و حتي بيشتر به تاخير انداخت . دوم اين كه اين عمليات محدود مشخص ميسازد كه آمريكا آماده عمليات نظاميبازدارنده عليه هرگونه فعاليت ايران و از جمله دخالت آن كشور در عراق است . مساله اينجا است كه در عمل هرگونه اقدام نظاميعليه ايران بايد چيزي بيشتر از يك سري حملات مستقيم با موشكهاي داراي برد كوتاه به سايتهاي هسته اي ايران باشد . گذشته از آن زماني كه اين اقدامات آغاز شود، تقريبا غيرممكن خواهد بود كه بتوان هيچگونه ارتباطي غير از مناسبات خشونت بار با ايران برقرار كرد. همه شواهد موجود نشاندهنده آن است كه هر اقدام نظاميبه ايجاد يك اتحاد قدرتمند در داخل ايران منجر خواهد شد، ديدگاههاي مختلف سياسي و ديني را پشت سر دولت قرار خواهد داد و موجب افزايش قدرت و ثبات دولت خواهد شد . هرگونه حمله نظاميآمريكا به ايران تقريبا به طور كامل توسط نيروي هوايي و دريايي انجام خواهد شد .براي تاثيرگذاري هرچه بيشتر، اين حملات بايد غافلگيرانه و از طريق هواپيماهاي داراي موشكهاي دوربرد مستقر در پايگاههاي زميني در منطقه و قابل هدايت از آمريكا، انگليس يا" ديه گو گارسيا "و يا نيروهاي ضربتي دريايي داراي هواپيماهاي بمب افكن و موشكهاي كروز صورت گيرد .
نيروي دريايي آمريكا در هر زمان حداقل يك ناو هواپيمابر را در منطقه خليج فارس به حالت آماده باش دارد و در برخي اوقات دو ناو به همراه 150 جنگنده بمبافكن حامل صدها موشك در اين منطقه مستقر هستند . مشابه اين تعداد هواپيماهاي بمبافكن مستقر در پايگاههاي زميني منطقه اي آمريكا ميتوانند با يك هشدار در كوتاه مدت آماده شوند .اين هواپيماها شامل بمبافكنهاي" بي 1 "و" بي 2 "هستند كه از خارج از منطقه نيز ميتوانند عمليات خود را آغاز كنند . يكي از اين موارد خاص بمبافكنهاي ضد رادار بي -2 هستند كه در پايگاه هوايي " فيرفورد "در منطقه " گلاسترشاير "انگليس مستقر هستند . حمله به تاسيسات هسته اي ايران شامل تخريب تجهيزات رآكتور تحقيقاتي و تجهيزات توليد راديو ايزوتوپ شامل يك سري آزمايشگاههاي مرتبط با امور هسته اي در شركت" كالاي الكتريك "است كه همگي در تهران قرار دارند . مركز فنآوري هسته اي اصفهان نيز كه شامل تعدادي رآكتورهاي تجربي تجهيزات تبديل اورانيوم و آزمايشگاههاي توليد سوخت است، يك هدف عمده خواهد بود . پايگاههاي آزمايشي غني سازي كامل در نطنز و تجهيزات اراك نيز از جمله اهداف خواهند بود . نيروگاه در آستانه تكميل هزار مگاواتي هسته اي بوشهر نيز ممكن است هدف قرار گيرد، هرچند كه اگر در طول سال جاري اين نيروگاه از سوخت هسته اي پر شود حمله به آن بحرانزا خواهد شد . اگر چنين اتفاقي بيفتد، هرگونه لطمه به تاسيسات حامل گازهاي سميميتواند به مشكلي جدي گسترش مواد راديو اكتيو نه تنها در سواحل ايراني خليج فارس بلكه سواحل كويت، عربستان سعودي، بحرين، قطر و امارات متحده عربي را نيز در بر ميگيرد . علاوه بر تاثيرات مستقيم انساني ، اين مساله تاثيرات جدي ديگري نيز بر فعاليتهاي توليد نفت در مهمترين مركز توليد انرژي جهان خواهد داشت . با هدف اين كه تعداد هرچه بيشتري از كاركنان فني اين مراكز كشته شوند، همه اين قبيل حمله ها ممكن است كم و بيش همزمان انجام شود و تخريبهاي بيشتري در دراز مدت ايجاد كند . اين عمليات احتمالا به تخريب آزمايشگاههاي دانشگاهها و مراكز فنآوري كه غيرمستقيم از نظر علميو زيرساختهاي فني از برنامه هسته اي ايران حمايت ميكنند، نيز گسترش داده خواهد شد . با توجه به اينكه هدف اين عمليات عقب نشاندن ايران از تواناييهاي هسته اي خود تا هر زمان ممكن است، از نظر آمريكا ضرورت دارد كه اين حملات از تخريب تجهيزات فيزيكي قابل جايگزيني سريع فراتر رفته و كشتن كارشناسان فني كه در زمينه گسترش توانمنديهاي هسته اي تاثير زيادي دارند نيز دربرگيرد . علاوه بر آن از آن جايي كه در بين اين كارشناسان افراد خارجي هم هستند و عده اي از اين افراد ممكن است در ايران حضور نداشته باشند، احتمال قتل آنان در ديگر كشورها در آينده وجود دارد . ايران در حال حاضر سيستم محدود دفاع هوايي براي نيروي هوايي بسيار كهنه و كوچك خود دارد با اين حال از كار انداختن سيستم دفاعي ايران، به منظور كاهش كشته شدن يا اسارت نيروهاي نظاميآمريكايي ، يكي از اهداف عمده عمليات نظاميخواهد بود . نگراني مشخص آمريكاييها از تعداد 45 فروند يا بيشتر جنگنده هاي" تام كت اف 14 اي "مجهز به سيستمهاي راداري" 9تسا "ايران است .ايران اساسا قبل از سقوط شاه ، 79 فروند" اف 14 "از آمريكا خريد كه از اين ميان هنوز 30 فروند به طور كامل آماده عمليات هستند . از آن جايي كه تاسيسات هسته اي ايران از اهداف اصلي موشكهاي ميان برد آمريكا هستند و تعدادي از اين تجهيزات سيار و قابل انتقالند، عامل غافلگيري در هدفگيري آنها ضروري است . عمليات غافلگيركننده بايد ظرف چند ساعت انجام و حداكثر با 100 سورتي پرواز هواپيماهاي بمبافكن و حمايت صدها سورتي عمليات اضافي پروازهاي سوخت گيري و شليك حدود 200 موشك كروز يا بيشتر انجام شود . پس از ارزيابي تخريبهاي آني توسط بمبها در روزهاي بعد در عملياتي با درجه اضطرار كمتر اهداف مورد حمله واقع شده بايد دوباره هدف قرار گيرند . براي ارتش آمريكا دوره كامل عملياتي چهار تا پنج روز است، اگرچه اين مدت بستگي به واكنش ايرانيها خواهد داشت . اقدامات پيشدستانه
ارتش آمريكا علاوه بر حمله هاي هوايي موشكي خود به تاسيسات هسته اي، موشكي و دفاعي ايران، ممكن است اهدافي را براي پيشگيري از عمليات انتقامياحتمالي ايرانيها هدف قرار دهد . قابل توجه ترين مورد از اقدامات متقابل ايران شامل اختلال در سيستم انتقال گاز مايع طبيعي از طريق مسدود كردن تنگه هرمز خواهد بود .با اين فرض كه چنين اقداميبه عنوان آشكارترين نوع مقابله از سوي ايران صورت گيرد، براي آمريكاييها ضروري است تا سيستم كوچك دفاعي ضددريايي ساحل به دريا و ناوهاي جنگي ايران در بوشهر و مركز بندر عباس را كه همچنين محل استقرار زيردرياييهاي" كيلو كلاس "ساخت روسيه است را از بين ببرد . ديگر مراكز نظاميايران شامل جزيره خارك در نوك خليج فارس و ابوموسي در جنوب غرب تنگه هرمز هستند .اين مناطق بشدت مجهز و تحت محافظت قرار دارند. همچنين حدس زده ميشود كه نيروهاي سپاه پاسداران ممكن است براي انتقام گيري به درون خاك عراق رخنه كرده و با شبه نظاميان فعال در آن كشور همكاري كنند . براي جلوگيري از وقوع چنين احتمالي واحدهاي سپاه و ارتش منظم ايران در مناطق نزديك به مرز عراق در آبادان، خرمشهر، اهواز، دزفول و احتمالا مهاباد كه يك پايگاه عمده سپاه در آن جا قرار دارد، هدف قرار گيرند . از جمله اقدامات آمريكا در اين مورد ميتواند حمله به تاسيسات لجستيك و احتمالا تخريب پلهاي ارتباطي باشد كه با توجه به طبيعت مناطق مرزي اين اقدام آخري تا حد زيادي نمادين است .
تلفات و ضايعات
برآورد ميزان تخريبهاي نظاميو تلفات انساني ايران در اين حمله ها بسيار دشوار است، اما دو نكته در اين جا قابل طرح است . نخست اينكه همانند مورد عراق ميزان تلفات در هفته هاي نخست عمليات تا ماهها نامشخص خواهد ماند، ولي هر گزارشي در اين مورد توسط رسانه هاي ايراني و شبكه هاي تجاري مانند تلويزيون" الجزيره "در منطقه بسرعت پخش خواهد شد . دوم اينكه هرگونه حمله غافلگيركننده موجب مرگ افراد غيرنظاميغير حفاظت شده و بي اطلاع از اوضاع نيز خواهد شد .در مورد عراق در شرايط مشابه فرصتي براي فرار مردم از مناطق هدفگيري شده در هفته هاي نخست اشغال پيش نيامد . پيش بيني ميشود كه تلفات ناشي از حملات نظاميآمريكا بويژه با توجه به احتمال حمله به مراكز سپاه پاسداران، در موج نخست عمليات هزاران نفر باشد . بويژه آنكه بسياري از اهداف فني و تاسيسات و كارخانه هاي هسته اي و زيرساختهاي موشكي ايران در مناطق شهري واقع شده اند .اگر جنگ به درگيري گسترده تبديل و به پاسخ ايران بينجامد، تلفات نهايتا بشدت افزايش خواهد يافت .
پاسخهاي ايران
با توجه به كوچك بودن و كهنگي نيروي هوايي و سيستم دفاع هوايي ايران، اين كشور قادر به انجام مقابله به مثل مستقيم اندكي به حملات آمريكايي ها خواهد بود .علاوه بر آن، عمليات آمريكا طوري طراحي شده كه همان قابليتهاي موجود ايران را نيز از بين ببرد . بستن تنگه هرمز و توقف حركت نفتكشها، وارد كردن عناصري از سپاه پاسداران به داخل عراق ازجمله اقدامات فوري هستند كه ايران در صورت حمله آمريكا انجام خواهد داد . در واقع در مقايسه با مورد حمله به عراق، ايران گزينه هاي متعددي براي پاسخ دادن در اختيار دارد، هرچند كه اين اقدامات تاثيرات فوري نداشته باشند . هرچقدر برنامه اتمي ايران در صورت يك حمله نظامي آسيب ببيند، بازسازي زيرساختهاي آن مخفيانه و بسرعت براي ساخت علني سلاح هسته اي آغاز خواهد شد. اين اقدام احتمالا شامل آگاه كردن رسمي نسبت به خروج از پيمان" ان.پي .تي " خواهد بود . با يك اقدام نظامي آمريكا عناصري احتمالي در داخل برنامه هسته اي ايران كه امكان تبديل برنامه هسته اي به نظامي را فراهم مي سازد، كار خود را آغاز خواهند كرد . در بعد عمومي تر هرگونه اميدي براي صرفنظر كردن ايران از فعاليتهاي احتمالي نظامي هسته اي پس از يك حمله آمريكا محو خواهد شد و تلاشهاي جهاني براي خلع سلاح هسته اي را نيز تضعيف خواهد كرد . حمله نظامي به ايران احتمالا موجب تشديد فعاليتهاي حزبالله لبنان در جنوب اين كشور خواهد شد و با توجه به شمار موشكهاي زمين به زمين حزبالله كه قادر به هدف قراردادن" حيفا "و ديگر مناطق مسكوني شمال اسراييل است، اين اقدام با مقابله شديد اسراييل روبرو خواهد شد و جو بحرانزده را تشديد خواهد كرد . اين در حالي است كه در حال حاضر حزبالله در دوره گذار براي ورود به صحنه سياسي و اجتماعي قرار دارد اما حمله متقابل اسراييل بار ديگر بر خشونت اين گروه خواهد افزود . درحالي كه يكي از اهداف عمده حمله نظامي آمريكا مقابله با دخالت ايران در امر صادرات نفت از خليج( فارس)است به سختي مي توان ايران را از بستن تنگه هرمز بازداشت . ممكن است اقدامات شبه نظامي ايران به مناطق غرب خليج فارس و كشورهايي از قبيل كويت، عربستان و امارات نيز كشيده شود و از اين جهت بدون شك حمله نظامي آمريكا به افزايش مراقبتهاي امنيتي در اين كشورها خواهد افزود . در شرايطي كه حمله نظامي به ايران ممكن است سيستم دفاعي سپاه پاسداران را در مرزهاي ايران از بين ببرد، اين نيرو قادر است بسرعت خود را ترميم كند و آماده پاسخگويي به آمريكايي ها شود . پاسخگويي متقابل سپاه پاسداران به صورت عمليات شبه نظامي در داخل خاك عراق نيز مشاهده خواهد شد و در نتيجه حملات متقابل آمريكايي ها ميزات تلفات انساني را افزايش خواهد داد . با توجه به طبيعت مناطق مرزي ايران و عراق ايران در بهترين موقعيت براي شعله ور كردن فعاليتهاي شورشي در عراق قرار دارد، اين در حالي است كه در حال حاضر و سه سال پس از سرنگوني رژيم سابق عراق فعاليتهاي شورشي در آن كشور همچنان ادامه دارد . با توجه به قراردادهاي دراز مدت اقتصادي بين ايران، چين، هند و روسيه حمله نظامي آمريكا به ايران با انتقاد اين كشورها روبرو خواهد شد . روسيه اگر با حمله نظامي آمريكا با ايران مخالفت نكند، مورد شماتت كشورهاي متحد همسايه خود قرار مي گيرد .
واكنشهاي گسترده تر
پيامدهايي كه به آنها اشاره شد شامل واكنشهاي درون ايران و مرتبط با لبنان بود، در حالي كه احتمال بروز واكنشهايي در ديگر جوامع اسلامي نيز وجود دارد، اگر چه روابط نه چندان مناسبي بين ايران و القاعده از يك سو و ايران و جهان عرب از سوي ديگر وجود دارد، هرگونه حمله به ايران موجب افزايش احساسات ضدآمريكايي در منطقه و ماوراي آن خواهد شد . اگر آمريكا آماده گسترش عمليات نظامي خود از افغانستان و عراق به ايران شود، بايد منتظر افزايش روند عمليات انتحاري نيز باشد و اين اقدام موجب تخريب جدي منافع امنيتي آمريكا در منطقه و وراي آن خواهد شد .
عمليات نظامي اسراييل
اگر عمليات نظامي بر ضد تاسيسات هسته اي ايران به جاي آمريكا توسط اسرائيل انجام شود، ابعاد قضيه كوچكتر خواهد بود اگرچه همين امر نيز به مراتب گسترده تر از حمله اسراييل در سال 1981 به راكتور هسته اي" اوسيراك " عراق خواهد بود . چنين حمله اي محدود به تاسيسات، تحقيقات و تجهيزات حمايتي بويژه نيروي انساني برنامه هسته اي ايران و برنامه موشكي اين كشور خواهد بود و كمتر موجب نگراني سپاه پاسداران و تجهيزان حمايتي آنها از نفت خليج فارس مي شود . ازسوي ديگر، ايران حمله نظامي اسراييل را دقيقا باهمكاري آمريكا خواهد دانست و عليه منافع امنيتي و نفتي آمريكا در منطقه اقدام خواهد كرد . اين مساله به تشديد اوضاع و ورود نيروهاي نظامي به ماجرا منجر خواهد شد و از جهت تضعيف قدرت نظامي ايران، اسراييل به آن علاقه مند است . در شرايطي كه اسراييل ممكن است در كوتاه مدت از حمله به ايران سود ببرد، پيامدهاي اين امر در دراز مدت منفي خواهد بود و علاوه بر موارد ياد شده به عزم قطعي ايران به دستيابي به بمب اتمي خواهد انجاميد .
نتيجه گيري

