تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی

امروز صبح که از خواب بیدار شدم به رسم همیشه برای دور کردن پریشانی خواب، تلویزیون را روشن کردم که از بی خبری خواب، صاحب خبر شوم و از آنچه که در زمان خواب بر پیرامون ما گذشته آگاه شوم.خبری بس تاسف برانگیز  و متاثر کننده جان نیم رفته خواب را بشدت ستاند و احساس اندوه و تاسف سراسر وجودم را گرفت . شنیدن آتش گرفتن کتابخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی که عمرش به عمر حضور دانشگاه در ایران باز می گردد و صندوقخانه و شاید شناسنامه اعتباری دانشگاه و یادگار ۶۰سال حضور دانشگاه در ایران است، به غفلت در حریق گرفتار آمد و بخش اعظمی از آن برای همیشه از دست رفت.خبری بسیار ناخوشایند بود. دانشکده حقوق شاید در کنار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران مقدمه حضور دانشگاه در ایران و بیانگر سابقه یک دانش و اولویت و دغدغه ایرانیان دهه ابتدای قرن کنونی بود. هرچند جامعه از این دو دانش با چنین قدمت حضی اندک برد و علوم سیاسی و حقوق مقصود نهایی خود را در عین پیشتازی در ایران کسب ننمودند.و همچنان غریب بی منزلت اند. اما شاید جزوه های کهنه و قدیمی و نسخ به یادگار مانده از گذشته از سر اختیار و تمایل به آسانی به سوختن رضا دادند تا بیش از این احساس بیهودگی و کم توجهی ننمایند. اما نکته این سوختن در این بود که روان و پیشینه دانش حقوق و علوم سیاسی در این روزگار با این طرح های عجیب و غریب و مدل های اجرا شده در ساخت قدرت نیازی به حضور  خود نمی دیدند و روانشان پاک شد. دانش علوم سیاسی و حقوق با روانی پاک تر و هویتی خود سوخته آسوده تر، ناباروری و توسعه نیافتگی و غربت قانون و قراردادهای اجتماعی و حقوق انسانی را در ایران از این به بعد به نظاره خواهند نشست. تا شاید حرمت قدمت بیش از این شکسته نگردد و عزت این دو در بی توجهی دیگران بیش از این ذایل نگردد. شاید دانش علوم سیاسی حکایت آن کرد که مهجوری را از خوردن آبی انذار داد که هی از این آب مخور که عقلت را ذایل میسازد و دیوانه از او پرسید که عقل چیست و او هم با تاکید بیشتری گفت که هیچ بنوش و سیراب شو

 شاید از امروز به بعد طراحان و واضعان من درآوردی حقوق و علوم سیاسی آسوده تر نسخه و نقشه و برنامه سیاسی و حقوق برای جامعه بپیچند.امید وارم که پیشینه و اوراق اقتصاد به خودکشی در این روزها راضی نشوند و دانش علوم انسانی از بی توجهی و نقض غرض خود بیش از این سرخورده نگردد.

+ نویسنده:هادی کحال در پنجشنبه 26 آبان1384 و ساعت 0:9 قبل از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin