حضورش در سازمان در حالی که ما امروز منتظر آزادیش بودیم موجب شگفتی همه و مصاحبه اش با ادوار نیوز موجب مسرت مان شد. امید وارم همیشه پرانرژی و پر نشاط باشد
|
بالاخره مهندس سید علی اکبر هم دیشب آزاد شد و یک راست رفت سراغ ادوار نیوز تا اعتراف کند. که اولا همچنان پایبند تشکیلات خود است. دوما عقب نشینی در مواضعش وجود ندارد، سوما همچنان جدی و محکم است و چهارما زندان ذره ای اخلال در رفتار و گفتارش ایجاد نکرده.
حضورش در سازمان در حالی که ما امروز منتظر آزادیش بودیم موجب شگفتی همه و مصاحبه اش با ادوار نیوز موجب مسرت مان شد. امید وارم همیشه پرانرژی و پر نشاط باشد + نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 30 مهر1385 و ساعت
1:29 بعد از ظهر |
هر وقت رمضان می آید و از میانه می گذرد، عطر علی در همه جای شهر پر می شود. یکی از او پهلوانی می جوید و مردانگی، یکی از لوتی گری و بزرگی منشی و شوکت، یکی هم بدنبال معجزه ای از او و دیگری شفاعت، هر کسی از ظن خود یار علی می شود . یکی به قول مرحوم گلسرخی " اول سیالیست عالم" می خواند او را و دیگری پدر دموکراسی خواهی و یکی او را شدید و غلیظ و سخت گیر می شناسد.یادم هست داستان آقای آقاجری که پیش آمده یک شب به یکی از خوابگاه های علامه رفتم و با توجه به نگرانی بچه ها از اذیت و آزار بچه های بسیج با روحانی خوابگاه گفتگوی داشتیم. شیخ از علی می گفت که چگونه با شمشیرش دشمنان محمد را بی محابا راست می کرد و چگونه زبان و سر می برید و من هم از عطوفت علی، آخر دیدم علی نمی تواند مبنای متقاعد کردن این برادر باشد او یک علی می شناسد من یک علی، یا علی گفتم و رفتم و کار خودمونو رو کردم آری به واقع آنقدر این ِابا بزرگ است که همه در زیر آن جمع می شوند، براستی چه پدر بزرگی، چه شکوهی و چه عظمتی، هر کسی از ظن خود یار علی و هوا خواه اوست. ما از دموکراسی خواهی، مشورت خواهی و عدالت جویی و مبارزه با تبیعیضش سخن می گوییم و مردمان دیگر، چیز دیگری از او می جویند اما براستی او چه گوهر ذی قیمتی است الله اعلم! از ورودی شهر نجف، شهر خاک خورده و بازسازی نشده ای که سالها است گرد غبار مظلومیت بر او نشسته، یک گنبد طلایی دلت را با خود می برد و همه آنچه را که از کودکی، از نجواهای آرام پدر و مادر و بزرگانت شنیده ای لحظه ای از جلو چشمانت می گذراند و از پرده گوشت مرور می دهد. یک گنبد طلای، اما خاک خورده، اما مقتدر بزرگ و مقدس، مقدس به معنی واقعی کلمه، نمی دانی که آنکه در این خاک خفته، همانست که سالهای سال در آرزوی دید و بویدنش بودی یا نه و وقتی غرق در آن شکوه می شوی، ناگهان احساس منازعه بزرگ در وجوت تعادل و تعالی عظیمت را از تو سلب می کند، یک عقلانیت مدرن دانشگاهی که علی را از باب انسان دوستی، دانش و توجه اش به حقوق انسانها تکریم می کند ، با احساس سنتی یک آدم مذهبی سنتی که علی منتهای رجاء و آرزویش است. قرب به علی و تنفس در فضای علی و بهره مندی از فیوضاتش، مناقشه ای بی حاصل است که نمی دانی کدامش را باید پاسخ دهی اما مهم نیست هر کدام که باشد آنقدر این حرم کوچک بزرگ است و این شهر خاک خورده مصفا و با صفاست، آنقدر خانه جا دارد که چه از نگاه یک شهروند پاستریزه غیر ایدولوژیک تا یک کاشونی سنتی هیاتی، می شود میهمان سفره اش شد، می شود گردا گرد حرمش چرخید و از شکوه اش حظ برد. دعای کمیل را زمزه کرد و مناجاتش را با صدای بلند خواند. دل داد و به آدم و نوح و همه انبیا الهی درود فرست اما این سفره چه بزرگ و پر شکوه و جا دار است ، میزبان همه ای انسانها با تفکرات مختلفی است که از همه جا آمده اند. من وقتی زریح را دیدم و تعظیم کردم به مقام شامخ آیات عظمای حق، امیر متقیان علی، فقط چیزی که دیدم و در یک کلام می توان تعریفش کنم عظمت بود و بس می مانی که این عظمت چه ظلم ها تحمل کرده و چگونه روزگار کور دلانه به او جور نموده، شاید هر که جز علی بود با خدایش قهر می کرد که خدایا با این همه عظمت چگونه مردان سخیف با او رقابت و منازعه می نمودند.اما علی یشری نفسه ابتقا مرضات الله است علی مامور محبوب است و مواخذ از خدا نمی کند و چه سخت درسی این دلدار و دلداه به دیگر بندگان می دهند. دلم سخت برای این عظمت می سوزد، هنوز که هنوز است علی تنهاست و همه از جمله ما ، خود را متصل و منتسب به او می کنیم و از رانت او بهره می جوییم، رانتی به دروغ شهادت امیر بر او مبارک، چرا که دیگر بنا نیست بر چاههای کوفه شکایت برد و در کوچه های کوفه از فرط خشم بر نااهلان گریه سر دهد.امیر می رود و دعایش مستجاب، که خدای بر من بهترین از این مردمان و بر اینان بدتر از من برسان + نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 24 مهر1385 و ساعت
1:5 قبل از ظهر |
بسمه تعالي دوستان ارجمند؛ بدينوسيله از حضرتعالي دعوت مي شود در مراسم ليالي قدر که توسط سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي( ادوار تحکيم)، انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي شهر تهران با همکاري حسينيه ارشاد در اين شب هاي مبارک با حضور اساتيد و نوانديشان ديني به شرح ذيل برگزار مي شود حضور بهم رسانيد: برنامه ليالي قدر
زمان 8 الي 11 شب ؛ مکان حسينيه ارشاد + نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 18 مهر1385 و ساعت
12:17 بعد از ظهر |
دیروز خبر را شنیدم و بی تفاوت از کنارش گذشتم، تغییرات پی در پی در دولت ها و ناپایداری سیاسی و نبود برنامه و استراتژی و هدف راهبردی، امری عمومی برای همه شده از دولت تا احزاب و حتی در زندگی روزمره مردم اثرش بخوبی عیان است. و بروکراسی بیمار و کش دار و مشکل دار ایران هم این را بخوبی درک نموده و در برابر تغییرات علی السویه شده ، به گمانم این علی السویه شدن خود مهمترین مشکل و دغدغه نهادهای امنیتی باید باشد که یک نظام اداری یک کشور در برابر تغییرات بی تفاوت است چرا که اینجا غرب نیست که تغییرات به بدنه اداری کشور نرسد و کارشناسان رسالت کارشناسی خود را در همه ایام داشته باشند اینجا دیگر تفاوتی ندارد که که می آید و که می رود، پول نفتی خدا داده که می خورند و مقاومتی در برابر تغییرات مدیریتی مدارند و اطاعتی هم ندارند. بگذریم آقای مددی رفت، حوزه تامین اجتماعی که مهمترین نهاد تامین کننده و پشتیبان شعارهای رییس جهموری به نظر می آمد از ابتدای دولت در بحران بوده است.تا مدتها وزیری در وزارتخانه نبود و بعد هم که آمد مدیر عامل با وزیر مشکل داشت و اختلاف بالا گرفت و وزیر مدیر عامل را در اقدامی اعجاب برانگیز و غیر قانونی خلع کرد و بعد دوباره آوردش، مدتی با هم قهر بودند و رفتند و آشتی کردند و دعوا ادامه داشت و تا مدتها برای مدیر عاملی بزرگترین مجموعه سرمایه گذاری سازمان دعوا بود و حالا هم که وزیر رفت و ایشان هم رفت. یعنی نه تنها دولت کریمه هیچ هیچ هیچ استراتژی مشخص و معلومی در حوزه رفاه و تامین اجتماعی نداشت که هیچ، مدتهای مدید برنامه های عجیب و غریب علما در این باره بازدارنده و معکوس خوان تلاش های گذشته بود و مدتها تعلیق بر مهمترین سازمان حمایتی سایه افکنده بود. این تعلیق برای سازمانی که خود باید حمایت کننده جامعه معمولی باشد برای سازمانی که خود در آستانه بحران است و برای کشور بحران زده ما یک فاجعه است. و وای به روزی که بگندد نمک است! و تن بیمار و مجروح این جامعه نیازمند و در بلا مبتلا به دوای ناکارامد و فاسد شده و این نتیجه نااهلی مردان سیاست در روزگار ماست انتظار این بود که رییس جمهور جدید که بواسطه شعارهای عوام گرایی عدالت خواهی و رفاه گستری آمده، تامین اجتماعی را به ثقل فعالیت ها و توجهات دولت تبدیل کند، این شد یعنی ثقل توجه و دعوا شد اما ثقل توجه برای کار نشد + نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 16 مهر1385 و ساعت
10:27 قبل از ظهر |
عضو شوراي مركزي ادوار تحكيم وحدت: عضو شوراي مركزي سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) گفت: «با توجه به تمركز نگاه برخي اصلاحطلبان به ليستبندي و نگراني از رد صلاحيتهاي گسترده، ميتوان به آنها توصيه كرد كه نسبت به پيشنيازهاي انتخابات حساسيت بيشتري نشان دهند و مسائل بخشهاي مختلف اصلاحطلب را مشكلات خود بدانند تا كفي براي اصلاحات تعريف شود و مرزبندي مشخصي بين تماميتخواهان و اصلاحطلبان به وجود بيايد.» هادي كحالزاده در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اين مطلب اظهار داشت: «متأسفانه دغدغه اصلي بخشي از اصلاحطلبان، مسأله انتخابات شده و نگاه صرف آنها به اين امر مانع از اين شده كه پيشنيازهاي حضور مناسب و مؤثر در انتخابات را كه وجود نهادهاي اجتماعي قدرتمند مثل دانشگاه است ناديده بگيرند و تنها به چگونگي برگزاري انتخابات و حضور در آن بپردازند، در حالي كه براي حضور مؤثر در انتخابات، پيشنيازي همچون دانشگاهها و مطبوعات مستقل وجود دارد كه بايد از اقتدار و كاركرد مناسبي برخوردار باشد.» وي گفت: «بالطبع تا زماني كه موضوعات مبتلابه در خانواده اصلاحات دغدغه عمومي اصلاحطلبان نشود و زماني كه اتفاقي براي بخشي از اصلاحطلبان ميافتد، عدهاي ديگر تحرك جدي در قبال آن نشان ندهند، اين بيتحركي، نداشتن استراتژي، عدم همپوشاني و عدم دفاع از مطالبات يكديگر شرايط را براي حمله، ايجاد خدشه و دور كردن نيروهاي تحولخواه از يكديگر مهيا ميكند.» اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: «اصلاحطلبان حتي در شرايط بيبرنامگي و زماني كه به استراتژي واحدي دست پيدا نكردهاند، حداقل كاري كه ميتوانند بكنند اين است كه نسبت به اتفاقاتي كه بخشي از خانواده اصلاحات را تحت تأثير قرار ميدهد موضع واحد حداقلي را اتخاذ كنند كه كف اصلاحات را مشخص كند و مرزبندي بين نيروهاي اصلاحطلب و تماميتخواهان را نشان دهد. در حالي كه در شرايط كنوني، نبود اين مساله باعث شده انهدام و از كار انداختن نهادهاي موجود در خانواده اصلاحات از سوي برخي گروهها تشديد شود.» كحالزاده گفت: «به نظر ميرسد در كنار برخوردهايي كه در سطح حاكميت با نيروهاي تحولخواه صورت ميگيرد، نهادهاي مدني كه به جريان اقتدارگرا منتسب هستند نيز براي ناكارآمدي، انفعال و انهدام تشكلها و جمعيتهاي مختلف در خانواده اصلاحات گام بردارند.» عضو شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم وحدت گفت: «متاسفانه كليت جريان اصلاحات به يك ناظر بيطرف و عليالسويه نسبت به تحولات تبديل شده و به دليل نداشتن برنامه و استراتژي سياسي مشخص، سعي ميكند فقط نظارهگر باشد و تحرك قابل ملاحظهاي را دنبال نميكند.» كحالزاده يادآور شد: «در يك سال گذشته تالارهاي گفتوگو و تجمعات محدود براي گفتوگو ميان اصلاحطلبان شكل گرفته اما هيچكدام به دليل نبود استراتژي مشخص سياسي به همگرايي مشخصي در خانواده اصلاحطلبان منجر نشده است. اكنون هم اگر اصلاحطلبان بتوانند به چرايي مشتركي براي حضور در انتخابات دست پيدا كنند و راه يكديگر را براي حضور سد نكنند و در كنار اين نيز به دنبال ايجاد بستر مناسبي براي انتخابات باشند تا با حداقل امكانات موجود انتخابات حداقلي مؤثر با توان مؤثر برگزار شود، در اين شرايط همگرايي نسبي بين اصلاح طلبان نيز بوجود خواهد آمد تا بشود بخشي از مشكلات را در قالب آن حل كرد.» وي گفت: «به نظر ميرسد در اين شرايط اگر به جاي دعواي انتزاعي بر سر تقسيم مناصب به دنبال غنا بخشيدن به محتواي انتخابات و تعريف نسبت خود با دموكراسي باشيم تا ببينيم اين حضور چقدر ميتواند به دموكراسي كمك كند و اين حداقل را براي همهي گروهها تعريف كنيم و مرزبنديهاي داخلي را كمرنگ كنيم، اين اميد وجود دارد كه فضاي رواني اصلاحطلبان بهبود پيدا كند و انسجام حداقلي را در بخش قابل توجهي از آنها شاهد باشيم.» + نویسنده:هادی کحال در شنبه 15 مهر1385 و ساعت
11:26 بعد از ظهر |
مي گويند هميشه بهترين دفاع حمله است. ماها عادت كرديم هر موقع جايي مورد انتقاد قرار مي گيريم اول بجاي پاسخ ، سوالي بياوريم و بعد فرافكني كنيم و حمله را بجاي پاسخ بر گزينيم و اگر خيلي بخواهيم حرفه اي بازي در بياوريم موضوع را عوض كنيم. وقتي مي بينم كه آقاي رييس جمهور هم بالاخره حرفه اي بازي آنهم از نوع غليظش در مي آورند خوشحال مي شوم و سعي مي كنم خاطره يكي از دوستان را كه نقل مي فرمود( در روزگاري نه چندان دور وقتي كه محمود احمدي نژاد ، دوست دوران دانشگاهيش، براي كار و گرفتن پستي به او مراجعه كرده بود تا همچون زريبافان از امكان شغلي دولتي برخوردار شود و از حقوق كم دانشگاه گله داشت و او شرمند نداشتن مسئوليتي براي او شده بود) فراموش كنم و خبط جريان راست در آوردنش را بر سر چنين مسئوليت مهمي در نظر نگيرم. چرا كه رييس جمهور هزار وعده داد و يكي را اجابت نكرد و نه تنها اجابت نكرد بلكه اين جوي باريك نفت را كه بر سر سفره مردان اداري ايران مي آمد و پس آبي اندك به محرومان جامعه مي رسيد را مشوش و خراب كرد تا رودي جاري و ساري به همه شهروندان بسازد، كه نساخت و همه را به زحمت انداخت. گراني، افزايش تنش در روابط جهاني و حيرت آفريني براي جهانيان و ايرانيان و تندي و تصلب و بي ادبي و بي اخلاقي و تند مزاجي به گمانم مهمترين دستاوردهايش شد. همه فرياد برآورده اند كه بابا گراني بيداد مي كند و ايشان تكذيب، تا اينكه شكر خدا رهبر هم اين نكته را بر او تذكر داد، در حاليكه با افزايش شاخص قيمت ها خصوصا در مساله مسكن و مايحتاج عمومي كه سهم قابل ملاحظه اي از سبد هزينه اي خانوارهاي محروم جامعه را پوشش مي دهد ، گراني و رشد تورم عيان شد و گند تركيب بندي و شاخص گذاري بانك مركزي هم درآمد كه در سبد مصرفي مورد بررسي مشخص نيست اين صد ها قلم كالا با چه تركيبي ، با چه نمونه آماري و با چه ضريبي تركيب مي شوند كه در حاليكه قيمت ها تا 30 درصد افزايش داشته، دولت كريمه 10 درصد تورم را نشان مي دهد و رييس دولت محترم هم تاريخ نخوانده مي گويد در تاريخ 40 ساله اخير سابقه نداشته تورم 10 درصدي، بعد آدم مي ماند قسم حضرت عباس را باور كند يا دم خروس را و باز ول كن داستان هم نمي شود و منتقدين را به دروغ گويي و اتهام افكني متهم مي كند و در حمله ديگر به فساد اقتصادي اشاره مي كند كه بابا من پدر اين مفسدين را در مي آورم. دولت نه تنها حاضر نيست مسئوليت كارهايش را بپذيرد، شعارهاي داده شد خود را نيز يا تكذيب و يا در تخيل خودش اجرا شده مي بيند و بجاي حل مشكل، موضوعي تازه مي آفريند. يكي هم نيست بگويد برادر در ايران كي كسي خارج از روابط قدرت توان فساد اقتصادي و يا حتي فعاليت آزاد اقتصادي داشته، مردم نگون بخت ما كي مستقل از خواست دولت ها توان و امكان تحرك مستقل سياسي، اجتماعي، اقتصادي داشته اند؟ كدام نهاد مستقل يا رفتار و كار مستقل و موثر طي اين صد ساله شكل گرفته كه دولت ها اجازه رشد خارج از دستگاه خودشان را به آن داده اند، داستان مبارزه با فساد داستان مسخره اي است كه شعور ملت ما را به تمسخر گرفته، نمي دانم عمه من مي تواند در فرايند خصوصي سازي شما يا هاشمي يا خاتمي شركت كند؟ يا خاله من كي مي تواند يك نهاد آموزشي مستقل راه بندازد و شما آنرا مصادره نكنيد؟ يا كدام شهروند ايراني مستقل از ثنا گويي و وابستگي به حاكميت مي تواند از تسهيلات بي حساب و كتاب دولتي بهره مند شود، فرقي ندارد رييس دولت اصلاح طلب باشد يا تماميت طلب، فقط در غلظتش شايد كم و زيادي شود آنهم نه از باب حليت و حرمت رانت، بلكه از ترس نهادهاي نظارتي وابسته به راست! داستان خصوصي سازي، گسترش بازار سرمايه و اين شعرهاي قشنگي كه از كشور هاي توسعه يافته به عاريت آمده، بدرد شب هاي بلند زمستان و تفنن هاي مردان سياست در ايران مي خورد و تا نفت سرازير است و دولت مستقل از ملت بلكه ملت وابسته به دولت ادامه خواهد داشت. آقاي رييس! فساد و رانت خواري و اين حرف ها مال ملت نيست و از آن اصحاب قدرت است و خدا وكيلي به شعور اين ملت نجيب بخت برگشته نبايد تاخت. آقاي رييس به گمانم دو چيز اگر چه ناتوان و مهجورند اما ادب اموز دولت ها در ايرانند ،كه هر دو البته ثمره حاكميت اند يكي اقتصاد و ديگري بروكراسي هر دو نتيجه فساد دولت اند و هر دو در برابر بهبود مقاوم و هر دو واقيعت آموز، هر دو مي آموزند كه انعطاف ناپذيرند و خودشان را با تمام لوازمشان بر شما و همه دولت ها تحميل مي كنند، هر چند هر دو معلولند اما علت را به كرنش مجبور مي سازند. فساد خود زايده دولت مستقل و رانت برآمده از دولت رانتي است و زياد زحمت گشتن و گفتن نمي خواهد و ريا كاري و پيچده بازي دردي را دوا نمي كند. داستان مستدام فساد در اين مملكت مثل آن مثل معروف شهر ماست كه وكيل زاده اي به خود مي باليد كه پدرم در مجلس خروارها پول مي گيرد و ساعات ها زجر مي كشد تا قانوني براي همه بسازد و پاسبان زاده اي در تمسخر به او مي گفت كه آري پدرم با قراني همه زحمت پدرت را هوا مي كند و ضایع می سازد + نویسنده:هادی کحال در شنبه 15 مهر1385 و ساعت
1:14 قبل از ظهر |
آقای یثربی هم فوت کرد و از سلسله پیران خبرگان که به مصلحت اندیشی و میانه خویی شهرت داشتند کم شد و فضا و شرایط برای مردان ستیز خو و جویی تازه نفس که بنیاد بر افکنند مهیا شد. از این که بگذرم هر چه کردم از کنار فوت ایشان بی تفاوت بگذرم نشد و دیدم بد نیست اندکی از او بنویسم ۵شنبه در خدمت آقای منتظری بودم و خبر شرایط ناگوار آقای یثربی را به ایشان دادم، خیلی متاثر شد و گفت سید مهدی از شاگردانم بود سلام مرا به خانواده اش برسانید و تسلیت پیش از فوت داد و از آقا میر سید علی(برادر) و پدر ایشان تجلیل کرد، گفتم آقا، آقای یثربی از معدود امام جمعه های بود که به شما بد نگفت و از تریبون نماز حق شاگرد و استادی را حداقل در ندادن فحش رعایت کرد . خندیدند و از شخصیت والای مرحوم آقای آ میر سید علی اخوی ایشان گفت :که من شاگردش بودم و اوقات بی شماری در کاشان و نجف آباد در خدمتش بوده ام. آقا میر سید علی یثربی از علمای بزرگ دوران آقای بروجردی بود که بسیاری برایش جانشینی ایشان را در نظر گرفته بودند و استاد آقای خمینی و منتظری بوده است و از اعتبار و حسن شهرتی بیشمار در اهالی کاشان برخوردار است که پیش از فوت آقای بروجردی فوت نمودند. اما سید مهدی هم هر چند ظاهرا از مادری جدا گانه با میر سید علی بود اما حسن شهرت برادر به او در تحصیل شهرت یاری فراوانی رساند. در دوران انقلاب مردی میانه رو بود و زیاد خودش را برای انقلاب به زحمت نمی انداخت هر چند تامین مالی مبارزین را عهده دار بود و بعد از آنهم در قامت یک روحانی سنتی و راست گرا چه در حوزه بازار و چه در حوزه معرفتی مشغول بود و فعالیت داشت و ارتباط بسیاری در قدرت داشت و تامین کننده بخش قابل ملاحظه ای از وجوهات مدارس علمی استان بود. مردی میانه رو با روابط عمومی قوی و منتفذ و زیرک که اتصالی میان جریان های سنتی شهر محسوب می شد. دم خورش محلوجی و جمالی بودند که مردان تکنوکرات و لیبرال منشی هستند، به گمانم منش یثربی برای کسانی که تربیت می کرد لیبرال مسلکی و تکنوکراتی بود. هر چند ملازم دفترش از این خو محروم بودند. به هر سو ایشان درگذشت و یکی از یاران سنتی هاشمی در خبرگان که نام خانودگی و شهرت و نفوذش کمک کار هاشمی بود از میان رفت، به گمانم هر که بیاید در زمره مردان مصباح خواهد بود. روزگار به وفق مردان تند خوی تازه به دوران رسیده ای است که گرمی و سردی روزگار باید نرمی و افتادگی را به آنان بیاموزاند ، هر چند در این آموختن دلها بسوزد و قریه ها ویران شود و تا آنان گل نرمی و میانه روی و مصلحت خویی بنشینند نسلی دیگر علیه شان خروج کند . تا داستان استبداد همچنان تکرار و مستدام و زخم کهنه آزادی خواهی همواره تازه شود و نمک خورد. خیالی نسیت + نویسنده:هادی کحال در چهارشنبه 12 مهر1385 و ساعت
1:18 بعد از ظهر |
"به بهانه موضوع اقتصاد در خانه احزاب" با سلام خدمت دوستان، نمايندگان محترم احزاب شايد يکي از مهمترين حلقه هاي مفقوده اثر بخشي و اعتبار آفريني احزاب در جامعه در حال گذار و پريشان ما، موضوع اقتصاد و توجه و شناخت آن به عنوان يک دانش اجتماعي و ابزار اداره ملک و ملت باشد. متاسفانه اغماض از شناخت و نداشتن برنامه، نقد و شناسنامه اقتصادي و عدم توجه به ضرورت بازخواني مستدام رابطه اقتصاد و سياست و عدم شناخت از ويژيگي هاي اقتصاد سياسي کشور به مهمترين پاشنه آشيل احزاب و سازمانهاي سياسي و مراجع سياسي تبديل شده است. هر چند معدود جريانهاي فعال مطرح در عرصه سياست به ناچار و اضطرار " از پي حادثه" براي افزايش قدرت تاثير گذاري و هدايت ارکان اجرايي کشور به دامان اقتصاد پناه آوردند اما اين دخول به امر اقتصاد به عنوان يک اولويت پسيني همواره مطرح بوده نه به ذات و تشخص امر اقتصاد و اقتصاد به عنوان تابع و طفيل سياست وگروگان آن محسوب شده است. عموما آشفتگي در مطالبات اقتصادي در بدنه احزاب نيز نشاني آشکار از عدم انبعاث اين سازمانها از نظام فکري و علمي مشخص دارد. گو اينکه غالب جريانها و نهاد هاي سياسي در ايران پيش از آنکه برآمده از مکاتب خاص فکري باشند و از مدل خاص رفتاري و مطالباتي پيروي کنند و نمايندگي قشر، صنف يا طبقه خاصي را در دستور کار نهند و يا در عين عاميت رفتار قابل پيش بيني داشته باشند ، از رفاقتها دوران مبارزه ، جنگ و يا تحصيل برآمده اند و سو گيري مشخص اقتصادي که مورد اجماع تمامي بدنه هم باشد بسيار دشوار است. غالب جريانهاي تاير گذار در دو سوي حاکميت قائم به افراد و چهره هاي شاخص خود بوده اند و همگرايي و واگرايي و هر نوع سو گيري قائم به تشخيص اين افراد خواهد بود. اين شرايط و تعريف کارکرد صرف سياسي از احزاب و نگاه تفکيکي به ساير حوزه هاي علوم اجتماعي از جمله اقتصاد و اجتماع، قوه تاثير و اعتبار را در احزاب کشور بشدت تقليل بخشيده است. تجربه 16 سال نوسازي اقتصادي سياسي و خصوصا اصلاحات، نبود اين جهت گيري و ضعف را در شناخت اقتصاد سياسي جمهوري اسلامي عيان مي سازد.اقتصاد سياسي که مبين رابطه متقابل قدرت و اقتصاد و يا به عبارت بهتر دولت_ بازار است. ادامه مطلب + نویسنده:هادی کحال در شنبه 1 مهر1385 و ساعت
1:51 بعد از ظهر |
|
BLOGFA.COM |