تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی
وبلاگ خودم رو جابجا کردم و به آدرس زیر رفتم. بنابراین ممنون میشم از دوستانی که لینک داده بودند لینک خود را اصلاح کنند

www.hkahal.blogfa.com

+ نویسنده:هادی کحال در چهارشنبه 30 خرداد1386 و ساعت 1:45 بعد از ظهر |

کاشف به عمل آمد که از سر لطف دوستان وبلاگ ما رو هم فيلتر فرمودند كه موجب شگفتي شد اينكه چرا اين مطالب نه خيلي جدي كه نه از انسجام موضوعي و روش نگارش يكسان و حتي پيگيري هدف خاصي برخورداره و نه از گلوله و انتقام خلق هاي مبارز و رفيق بازي و شدت و غلظتي برخورداه اينجوري مي شه باعث تعجبه! اما به هر سو عليرغم غير جدي بودن مطالب و روزمره گي اونها و كم مخاطب بودنش، صرفا يه حيات خلوته مجازي ايجاد مي كنه كه هم ارتباط نيم بندي باشه و هم شفافيت حداقلي و....

بخاطر همه اينها توفيق اجباري حاصل شد توي بلاگفا اساس كشي كنيم و بريم اتاق بغلي با يه آدرس ديگه! يكي از دوستان هم زحمتي كشيد و يه بنايي مجددي كرد و نقشه اتاق رو كلي تنوع و قشنگي داد كه از ايشون واقعا تشكر مي كنم. اما چند تا نكته:

اول اينكه جون مادرتون اين يكي رو ديگه فيلتر نكنيد. آخه بابا كدوم حكومت تا حالا از كاشونيها ترسيده كه شما دوميش باشيد و كدوم كاشي تا حالا برا كسي مشكل درست كرده  و اساسا مورچه چيه كله و پاچه داشته باشه بنده چيم كه شما فيلتر مي كنيد

دوم اينكه اسمش رو هم عوض مي كنيم كه زياد جديش نگيرد

سوم اينكه ما توي كاشون هر كسي يه ديگي، فرشي ، چيزي وقف مسجد يا حسينيه مي كنه دورش مي نويسه "اين ديگ نمود(وقف) هيات فلان از طرف فلان در سنه فلان است بر پدر و مادرش لعنت هر كس اين را از اين مكان خارج كند جز براي طهارت " حالا ما هم در اين وبلاگ  و آدرس رو وقف هادي كحال زاده نموديم بر پدر و مادرش لعنت هر كس اين وبلاگ رو فيلتر كند حتي براي طهارت

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 28 خرداد1386 و ساعت 11:58 بعد از ظهر |
امروز این خبر را دیدم و متاسف شدم:

تعطيلي مزار منسوب به قاتل خليفه دوم در كاشان رسماً اعلام شد

 آيت الله تسخيري در بيانيه اي خطاب به اتحاديه جهاني علماي مسلمان از تعطيلي مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد و آورده است :" خدا را شكر تلاش هاي ما با بسته شدن دري از درهاي فتنه به نتيجه رسيد و قبر يكي از دراويش قديمي كه برخي عوام آن را قبر ابو لوءلوء مي دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم كه اين مزار برچيده شود.
دكتر"محمد سليم العوا" دبيركل این اتحاديه در گفت و گو با شبكه العربيه اظهار داشت : " اين مزار، قبر قديمي يكي از صوفيان بوده كه دولت ايران چند روز پيش، آن را تعطيل كرده است. تخريب اين مكان نيازمند تصميم طرفهاي مسئول محلي و نيازمند زمان بيشتري است اما خبر تخريب اين مزار را نيز ممكن است به زودي بشنويم."
العوا توضيح داد كه تعطيلي اين مزار پس از تلاش هاي اتحاديه جهاني علماي مسلمان صورت گرفت و هياتي از اين اتحاديه نيز در چند ماه گذشته به ايران سفر كرده و علاوه بر بررسي موضوعات روابط اهل تسنن و شيعيان به ويژه در كشورهاي عراق و لبنان ،‌موضوع وجود مزاري براي قاتل خليفه دوم در شهر كاشان را مطرح و آن را از موانع تقريب ميان مذاهب اسلامي دانستند.  البته در اين سفر فهميديم كه بسياري از مسئولان دولتي حتي نام اين مزار را هم نشنيده اند اما پس از بررسي، تصميم گرفتند كه اين مزار تعطيل شود و اين اقدام را به ما نيز اطلاع دادند."
پيش از اين و درهمايش گفت و گوي ميان مذاهب اسلامي كه در ابتداي سال جاري در شهر دوحه قطر برگزار شده بود؛ بسياري از علماي اهل تسنن از علماي شيعه ايران خواسته بودند تا مزار ابولوءلوء قاتل خليفه دوم در شهر كاشان ايران تعطيل شود.
در اين همايش همچنين مطرح شد كه اين مزار،‌ ساختمان باشكوهي است و نام" مرقد بابا شجاع الدين ابو لوءلوء فيروز" را با خود دارد .
همچنين آيت الله تسخيري پيش از اين در گفت و گويي با سايت خبري شبكه العربيه اعلام كرده بود كه ابولوءلوء فرد مجرمي بوده كه در شهر مدينه حد اسلامي بر وي اجرا شده و جنازه وي در اين شهر دفن است و جنازه اي هم به ايران منتقل نشده است.

اصل این خبر من رو یاد قبر بابا لوءلوء انداخت. یک گنبد فیروزه ای که در سه کیلومتری بین باغ فین و محدوده شهر قرار گرفته و چه عصرهای جمعه ای که ملت آشی نمی پختند و تخمه ای و هندوانه ای مهیا نمی کردند تا به اطراف شهر بروند و هوای تازه کنند و البته از عید امسال تاکنون تعطیل شد. معمولا سالی یکبار هم بهانه ای بود برای عده ای مرتجع که به خلیفه دوم اهل تسنن جناب عمر اهانت کنند و البته از بسیاری نیز هر سال از کشمیر و پاکستان بازدید کننده جذب می نمود.

اینکه او واقعا بنا به قولی قاتل خلیفه دوم بود و به توصیه حضرت امیر به اینجا ناه آورده بود (که بعید به نظر میرسد) و یا شمع فروشی صوفی مسلک کاشانی بود که در حاشیه شهر مدفون شده و بسیاری نیز به این عنوان او را می شناسند. به نظرم زیاد مهم نیست . مهم اینست که اولا این مکان تاریخی تخریب نشود و دوما صورت مساله پاک نشود. مساله دید بد و نادرست عده ای است که به خیال شیعی گری به خود اجازه توهین به مقدسات سایر مسلمین را می دهند و باید آگاه شوند که نه جواز دینی و توصیه فرهنگ مدارای ایرانی چنین چیزی را روا نمی دارد. باید به مقدسات سایر مسلمین احترام بگذاریم تا راه قرابت و همدلی مهیا شود. بنابر این نکته اول آگاهی و اطلاع رسانی و تلاش برای رشد دانایی است. نکته بعدی حساسیت زدایی اهل تسنن از این مکان است تا بی جهت مطالبه تخریب اماکن تاریخی صورت نگیرد. به نظرم آقای تسخیری بجای تلاش برای تخریب و حل صورت مساله لازم است اول مهار بسیاری از جریانهای افراطی و نادان در قدرت که مدام و به دلیل اغراض سیاسی بدنبال تحقیر و توهین و تحریک اهل تسنن هستن را بگیرد و اگر توانی دارد برود اجازه ساخت یک مسجد برای اهل تسنن در تهران را بگیرد.

واقعا بهتر نیست بجای تخریب یک بنای قدیمی و قشنگ، اجازه ساخت یک مسجد بزرگ در تهران در پایتخت یک کشور اسلامی به اهل تسنن داده شود؟ بهتر نیست هیات علمای اهل تسنن بجای خواست تخریب بدنبال گرفتن مجوز ساختن باشند! مسجدی که نه بار مالی برای دولت دارد و نه هزینه ای جز بر طرف کردن بخشی قابلا توجهی از سوتفاهمات متقابل و آبی بر آتش مطالبه و انتظارات بجای عده ای مسلمانان کشورمان

+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 26 خرداد1386 و ساعت 2:44 بعد از ظهر |

يه آدم بي ذوقي رو شب بردند قمصر و توي يه باغ با صفا ميهمانش كردند. صبح ميزبان گفت چطور بود؟ بي دوق گفت " اه اه حالم بهم خورد از گند گل و وق وق بلبل و شور شور آب تا صبح نخوابيدم

گلاب گيري داره تموم ميشه و صفاي واقعي اش به اينه كه توي گلستان باشي تا با طلوع آفتاب بوي گل محمدي مست بشي. گلي كه ماها توي ارديبهشت خونه هامون و باغچه هامون رو بهش عادت داديم.

هر سال توي ارديبهشت براي روز معلم گل هاي محمدي را مي چنديم و توي تخم مرغ خالي شده مي ريختيم و مي برديم مدرسه تا سر معلم هامون گل بريزيم يادش بخير!

+ نویسنده:هادی کحال در پنجشنبه 10 خرداد1386 و ساعت 0:33 قبل از ظهر |

این روزها نکته ای که بیشتر توجه ام رو جلب می کند امنیته. معموله كه وقتي آدم يه پليس رو مي بينه و حضور نيروهاي امنيتي رو احساس مي كنه، بايد از برخورداري از امنيت احساس مطلوبيت بيشتري بكنه. در حالي كه اين توي ايران بر عكسه

 توي اين مدت دارم فكر مي كنم كه امنيت افراد در اين دوره وضيعت نا مناسبي روداره  گمانم بر اينه كه دولت نهم ناامن ترين ساختار دولت رو توي اين حداقل دو دهه شكل داده. خيلي رو مي شناسم كه البته غير سياسي اند و نگران از دست دادن شغلشون بواسطه تنگ نظري مديران جديدا بانك ها و مديران ارشد اقتصادي نگران شكست و ورشكستگي و عدم توان در پاسخ دادن به تعهداتشون اند كه سير روبه تزايدي رو بدون ظرفيت واقعي طي مي كنن. خيلي ها نگران تعرض به حوزه خصوصي شونن و براي عبور از خيابان نگران نگاه تند و يا حتي برخورد مامورين منكرات اند. خيلي ها وقتي از فصل جابجايي خونه و اساس كشي و پيدا كردن جاي جديد حرفي زده مي شه نگرانن، خيلي ها نگران آتيه اقتصاديشون توي بازارند و نمي دنن كه نتيجه تحريم ها و يا سياست هاي اقتصادي دولت چي مي شه، خيلي ها نمي دونند كه با افزايش قيمت خونه چه كنند و بسياري از تورم و افت قدرت واقعي خريدشون نگرانند. نماينده مجلسي رو ديدم كه نگران رد صلاحيتش بود. توي ادوار ما صد تا نگراني داريم. از امنيتي تا مالي.

خيلي از بچه هاي فعال دانشگاه نگران تعليق و محروميتا و خيلي از پشت كنكوريهاي فعال هم نگران ليست سياه وزارت علوم، بچه هاي تحكيم نگران تحكيم و انجمن هاي اسلاميند كه نا جوانمردانه در حال درو شدند و كارگرها و كارمندان واحدهاي غير دولتي نگران شرايط كاري و تعديل اند. خلاصه به نظرم شدت نامني و بي ثباتي خيلي بيشتر از گذشته افزايش يافته و اين خيلي خيلي نگران كننده است. شرايط كشور از حيث اقتصادي و سياسي و امنيتي و تهديدات پيراموني و نوع مديريت حاكم بر دستگاه اجرايي و نگاه امنيتي كه داره ، همه رو نگران كرده. به گمانم اگه روزگاري دانشجويان و فعالان اپوزسيون نگران مشكلات امنيتي بودند و مطبوعاتي ها و اقشار متوسط به پايين جامعه، حالا داره به نوعي دسترسي به نامني براي همه شهروندان افزايش مي يابه و نبود امنيت و استرس اگر نگيم عادلانه ، با فاصله كمي بين همه داره توزيع مي شه. خدا خودش كمك كنه

 

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 8 خرداد1386 و ساعت 11:55 بعد از ظهر |

بسمه تعالي

الذين يبلغون رسالات الله و لا يخشونه و لا يخشون احد الي الله و كفي بالله حسيبا

 

در هفته هاي  اخير بار ديگر شاهد آنيم دولت نهم امنيت  و آزادي آكاداميك و استقلال دانشگاهها را به  مخاطره انداخته است و عزم آن دارد تا منشا تحول و تجدد در كشور را سركوب و منكوب سازد. طي مدت حضور دولت نهم در عرصه سياسي كشور دانشگاهها همواره مورد طمع و تعدي اصحاب دولت واقع شده و دانشجويان و دانشگاهيان بيش از پيش مورد ظلم و فشار قرار گرفته اند. اخراج دانشجويان و بازنشسته كردن اساتيد، ممانعت از تحصيل و تدريس و واگذاري مديريت دانشگاه به غير دانشگاهيان، تعطيلي نهادهاي مستقل دانشجويي و نشريات دانشگاهي و دستگيري  فعالان دانشجويي و دست اندازي به حريم مقدس دانشگاه، مجموعه اي از فشارهاي بي سابقه اي است كه در اين  دو سال و اندي،  نگرانيهاي گسترده اي در كشور بدنبال داشته است و هدف آن تسخير و بلا موضوع كردن دانشگاه در عرصه تحولات كشور است.

 


ادامه مطلب
+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 6 خرداد1386 و ساعت 3:23 بعد از ظهر |

من چند تا نکته بی ربط به هم بگم. اول از لطف دوستانی که رای آوردن من رو در خانه احزاب تبریک گفتن تشکر کنم. دوم دوستانی که گفتن این عکس پاینی ، پست قبلی، رو بردارم. عرض کنم که این عکس هیچ مشکلی نداره و باید همیشه تلاش کنیم با شفافیت و پرهیز از دورویی و تظاهر عمل کنیم. نکته دیگر اینکه من خودم آدم اهل شوخی و به قولی حرف مفت زنی هستم. اگه یکی از دوستان می رفت سفر و می خواست برای چند روز سفرش مثل کاری که من دارم می کنم این همه پست بذاره من حتما یه کامنت براش می گذاشتم و می نوشتم:" آه ه ه  چقدر خاطره  داری ! اینقدر که تو از این دو روز مسافرت خاطره داشتی مارکوپولو از سفر هاش خاطره نداشت" خلاصه عذر می خواهم که اینقدر هادی کحال زاده داره ادای مارکوپولو رو  در می آره، اما دیدم بد نیست بجای که هیچ پستی نذارم و مدام ملاحظه ای حسن و حسین رو توی نوشته های اینجا بکنم در مورد این سفر بنویسم.

اما نکته آخر: این روزها (۲۸ اردیبهشت) سالگرد ازدواج بنده حقیر است. چون می دونم خانمم هیچ وقت این وبلاگ رو نمی خونه و اینقدر سرش شلوغه و خسته از کار و زندگییه این رو در موردش اینجا می نویسم.

نوشین همسر من از روزی که در دانشگاه علامه به عضویت در شورای مرکزی انجمن در آمد تا حالا همواره زنی مهربان ، سخت کوش ، وفادار، صبور و بزرگوار بوده. واقعا زندگی با یه آدم از خود راضی تنبل بی یاد و هوش که بی خیاله و همه چیز یادش می ره و سرش رو هم شلوغ کرده بسیار سخته تر یه آدم معلوله. آدم زنه یه آدم معلول باشه زن هادی کحال زاده نباشه! خلاصه نوشین عزیز من توی این سه سال زندگی با بی پولی و مشکلات مالی من ، مشکلات احتمالی امنیتی من، شوک های کاری و فعالیت های من و .... ساخته! او علیرغم امکان و گزینه های خوبی که برای ازدواج داشت و شرایطی خانوادگی و اخلاقی خودش می تونست جوانی ش رو خراب نکنه ، ولی حاظر شد که خرابش کنه و سه سالیه که خودش رو و خانواده اش رو گرفتار کرده. نوشین بیست روز با بچه شلوغ و محل کار پر تنش ساخت تا من بتونم به مسافرت برم و حالا حالا مجبوره که مشکلات و تبعات مالی این سفر رو تحمل کنه. اکثر شب ها مجبوره تنهایی بعد از کار تا دیر وقت دخترمون رو نگه داره تا من بیرون فعالیت کنم. او هیچ وقت از من درخواستی نداشته و چیزی و هدیه ای از من نخواسته، رفاه خونه پدری رو ترک کرده و در نداریم شریک شده!- دیگه نمی نویسم که اشکتون در نیاد-

من واقعا شرمنده و سپاسگذار زحمات های همسر خوبم هستم. او همیشه در وقت گذاری عشق ورزی و محبت صبر و وفاداری و تحمل و  بخشش از من خیلی خیلی خیلی جلوتر بوده و من همیشه بدهکار اویم و هر چه که می گذره بدهی ایم بهش بیشتر می شه.خد را شاکرم که به من لطف کرد و از سر رحمت و کرامت نعمت برخوردای از یک همسر نجیب و با اخلاص را فراهم کرد.

                                                                     این هم یه عکس دیگه از مارکوپولو!

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 31 اردیبهشت1386 و ساعت 10:55 قبل از ظهر |

اين چند روز فرصت مغتنمي فراهم شد تا از کره شمالي، چين و مالزي، سه کشور کاملا متفاوت ديدن کنم و کمتر از 20 روزي را در اين سه باشم. هر سه تجارب خاص و متفاوتي  را برايم داشت.

در کره شمالي آقاي سفير که شخص بسيار محترم و زحمت کشي بود از ديدگاهاي ديگر سفرا و نقد هاي برخي از سفراي خارجي در مورد رفتارهاي ايرانيان مي گفت و گله مند از رفتار ما بود، در مالزي اين امکان بواسطه آشنايي با تعدادي از خارجي هاي مقيم اين کشور فراهم شد تا عينا به صحبت هاي سفير کشورمان در کره برسم.

 

فرصتي پيش آمد تا با چند مليت هم کاسه و هم صحبت شويمو از اسلام و بنياد گرايي و جنگ و صلح و از شرايط ايران و ايراني ها صحبت کنيم. دوستم  از مشاهداتش مي گفت که اينجا حوزه خصوصي فوق العاده پر اهميت و پر شان است و کسي دروغ نمي گويد ، هم ديگر را مسخره نمي کنند و تفحص ممنوع و امري مذموم است.سخن از نوع دين و گرايش مذهبي امري نادر و کاملا شخصي است و به تبع آن جايي در گفتگوها ندارد. تظاهر و تذوير هم در روابط وجود ندارد. به گمانم آمد اين همه از آن روست که قضاوت ديگران در مورد افراد اهميت ندارد و کسي حق قضاوت انگزيشي براي خود در مورد ديگران قائل نيست. نه قضاوتي وجود دارد و نه اگر هم باشد اهميتي دارد. بنابراين چون قضاوتي ارزشي وجود ندارد و اين قضاوت ممنوع است و چون عقيده و مرام و مسلک هر کس بس محترم است و رجحاني در امراخلاقي نسبت به امري ديگري وجود ندارد پس نيازي به تظاهر نيست. دقيقا بر خلاف وضعيت ما ، براي ما اهميت دارد که ديگران چه قضاوتي در مورد ما دارند چرا که ما هرگونه قضاوت اخلاقي در مورد ديگران را براي خود مجاز مي دانيم. حوزه خصوصي از قداستي برخوردار نيست و حريم امني محسوب نمي شود. عليرغم توصيه موکد اسلام نه حرمتي براي شان ديگري و نه حوزه خصوصي آن قائلم، به تبع آن  دروغ مي گوييم ، غيبت مي کنيم و روابط خود را براساس گرايشات مذهبي طرف مقابل تنظيم مي کنيم. يادم از سخن آقاي دکتر سروش  آمد که مي گفت پيش از آنکه هر چيزي سکولار شود بايست اخلاق را سکولار کرد و واقعا اين اخلاق سکولار که اخلاق به ذات خود داراي تقدس و اهميت است و از حرمت ذاتي برخورداراند تا چه اندازه مسير فلاح و رستگاري ملت ها را مهيا مي کند. چه خوب دوستان عزيزي که در خارج از کشورند و دلي در گرو رشد و تعالي ملت خود دارند بيشتر از اخلاقيات و مناسبات فردي ديگران بنويسند و اين تجارب فردي را سرايت دهند.

نکته آخر غير سياسي بودن ملت  بود . چون بسياري سياست و اقتصاد را اموري حرفه اي و نيازمند تخصص مي دانند و همه عادت دارند براساس نظام تقسيم کار ، در چهارچوب تخصص خود به اظهار نظر و به تعمق بپردازد.

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 و ساعت 2:44 بعد از ظهر |

چند روزیه که در ایران نیستم و از اخبار ایران کاملا بی اطلاع، فقط اگه شانسی بیارم و یه نتی به تورم بخوره خیلی حال می کنم. الان توی دانشگاه UM مالزی نشستم و سر گشته و حیران اخبار و وبلاگ دوستان رو چک می کنم. هیچ سایتی اینجا برای ما فیلتر نیست و تقریبا وقتی رو برای پیدا کردن یه فیلتر شکن خوب تلف نمی کنی. خوشحالی که حال وزارت ارشاد و اطلاعات می گیری و اونا رو اینجا دور می زنه ولی این دور زدن زیاد جذابیت نداره.

دو هفته در سکوت کامل اطلاعات. از موسویان، دانشگاه امیر کبیر ، حجاب و نیروی انتظامی ، از ادوار تحکیم گلم هم بی خبرم، از دوستان زتدانی در اوین، سوتی های ریس جمهور جذاب، وضیعت اقتصادی و کار خسته کننده و غیر جذاب هیچ خبری نیست. فقط اگه شانس بیاری یه ایرانی توی کره، چین و مالزی بیبنی که البته مالزی زیاد یافت همی شود  تا دلت بخواهد! و یا اتفاقی از کنار سفارت رد شی که یاد دولت کریمه بیفتی. هر جا که میری یه جوری هم خوشحالی هم متاسف. تاسف از داشتن مدیریت بی کفایت، فساد و عدم تلاش و کوشش توی ایران، از داشتن منابع سرشاری که به حیلت سیاست گرفتار شده و هیچ استفاده ای جز تامین منافع حاکمان نمی شه و خوشحالی از شرایط بعضا متفاوت مردم ( خصوصا در کره شمالی) با مردم کشورم. بگذریم!

امروز روز تولد هست و به قول دوستی ۲۸ رو فوت کردیم رفت، فوتش کردیم ۲۸ سال از بهترین روزگار زندگی مو رو بدون اونکه خاصیتی داشته باشم برای خودم و جامعه ام ، بدون تغییر و تحویل در اوضاع خودم و پیرامونم. همین جوری بی خیالی فوت کردیم رفت توم شد. دیشب دوستان جشن تولد برام گرفتن توی اینجا. جای همه خالی ـ البته با رعایت شئونات اسلامی ـ وقتی امروز ملت بی نوا رو  توی اخبار دیدم که گرفتار نیروی انتظامی شدن و آزادی های فردیشون و حق انتخاب نوع زندگی و هنجار اجتماعی و نوع مناسباتشون تحت تاثیر منافع حکومت و یه عده خاصی قرار می گره واقعا متاسف می شم من دیشب توی تولدم از ایتالیایی تا چینی و هندی و آرژانتینی و ایرانی بودند و همه فرهنگ خاص خودشون رو داشتند، نه کسی تاثیر پذیرفت و نه کسی تاثیر گذاشت. از تهاجم و شبیخون فرهنگی هم خبری نبود. پسته ایرانی با گز و تخمه ایرانی با پیتزا ی اسلامی و نوشابه حلال و .... بود از ایران گفتن و فعالیت بچه ها و زندگی و فرهنگ نابی که اصالت داره و چهارچوب و متفاوت و موثر در منطقه خاور میانه، از جنگ و زشتی از بنیاد گرایی و رحمانیت اسلام، از پر انرژی بودن و اکتیو بودن بچه های ایرانی،با حجاب یه دختر ایرونی توی جمع ، که البته هیچ منعی هم اگه می خواست که بر داره نداشت و اون در این جمع متفاوت با حجاب و حجب خودش نشست. از همه چیز سخن گفته شد و خندیدیم و خبری از نیروی انتظامی و کمیته و زندان و ... نبود. خبری از فحشا نشد خبری از لهو لعب نبود و کسی متاثر از فرهنگ دیگری نشد. خلاصه جای همه خالی " ما رایتما الا جمیلا" گاهی اوقات هم الا جمیله

یک اصالت و یک چهارچوب فرهنگی وقتی در یک فضای متنوع و متکثر قرار می گیره و از حق انتخاب برخودار می شه جلوه با شکوه خودش رو نشون می ده. دیشب کسی برای خانم و آقای ایتالیایی یا خانم آرژانتینی و یا مابقی دوستان محدودیتی و مزاحمتی ایجاد نمی کرد و لازم نبود دیگران هزینه کج فهمی و تنگ نظری و فرصت طلبی و استفاد ابزاری از دین رو بدن. توی پکن یه زن ایرانی با چادر و روسری( که البته سفارتی هم نبود) در فروشگاه بزرگی که پر از آمریکایی بود که هیچ لباس مناسبی هم نداشتند با تسلط خوب و روی گشاده انگلیسی صحبت می کرد. آدم لذت می بره آزادی و اصالت رو با هم ببینه و مشمئز می شه وقتی بوی تعفن تذویر و دوری و خود خواهی رو می فهمه. متاسفانه برخود با پوشش مردم برای سیستم حکومتی در ایران برای مقاطع کوتاه ، صرفا شارژ سالانه مشروعیت مذهبی از قم و متعصبین مذهبیه تا چیز دیگه، نه حقیقتا ادای تکلیف. کاش می شد ما هم مثل لبنان و اندونزی و مالزی و مثل بسیاری از کشورهای اسلامی بی خیال این کار بشیم و این حوزه رو از دامنه فرصت طلبی خودمون خارج کنیم. هر چند آرزو بر جوانان عیب نیست ما هم آرزو می کنیم

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 و ساعت 10:21 قبل از ظهر |
من چند روزیه رفتم مسافرت فکر کنم اینقدر گفتنی باشه اگه سالم برگردم. من دیگه نمی تونم تابپ کنم.
+ نویسنده:هادی کحال در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386 و ساعت 6:10 بعد از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin